بعد از ...
نویسنده : فاطمه اختصاری - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳۱
 

1- فکر می کردم حرف برای گفتن زیاد داشته باشم، ولی... یعنی دارم ها! ولی نمی توانم بنویسمشان.

2- وبلاگ کارگاه مجازی ام را به روز کرده ام. سر بزنید و نقد کنید لطفا: www.havakesh14.blogfa.com

3- به سایت آوانگاردها سر بزنید: www.avangardha.com

4- بعدا درباره ی نمایشگاه و بودن و نبودنم می نویسم.

5- و...

 

بو کن لباس ِ مردمو! عطر ِ فرانسوی

گم کرده بوی الکلو، لب تر نمی کنی؟

من مست ِ مست توی حرم چرخ می خورم

پاریس توی مشهده! باور نمی کنی؟!

 

از شانزه لیزه رد میشم و توی صحن نو

کفتر می رینه روی مینی ژوپ و دامنم

تو تیکّه تیکّه توی سرم راه میری و

من توی مغزم آینه بارونه! بشکنم!

 

چشماتو باز کن! یه زنه زیر چادرم

بغضش مچاله، مشتشو بسته، ته گلو

پولو از این سوراخ فرو کن! در ِ بهشت

مثل درای برج ایفل، بازه!

- اُدخلوا!!

 

پاریس توی مشهده! از خادما بپرس!

وقتی که پاسپورتتو می خوان و می بُری

هاااا می کنی توو صورتشون بوی الکلو

وقتی که توی سقاخونه ودکا می خوری

 

وقتی که روضه خون داره گیتار می زنه

از زائرا بخواه که واسم دعا کنن

چن ساله پشت پنجره فولاد گم شدم

شاید شفا بگیرم و بندامو وا کنن!