بعد از شاملو
نویسنده : فاطمه اختصاری - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ دی ۱۳٩۱
 

چند خطی از کتاب کوچه / جلد 11 / به یاد احمد شاملو

1518 – جنون

در مجلدات پیشین:

• 4335-6 / آ

• پول دادن و گه خوردن و به صحرای جنون هم افتادن! – 3891/پ

• جنون آوردن – 4334/ آ.

باورهای توده، آئین ها

آنچه جنون می آورد:

• غایط کردن در میان قبرها

• راه رفتن یک پا کفش و یک پا برهنه.

• در اتاق تنها خوابیدن. [وسائل الشیعه]

• خوابیدن پیش از شستن دست.

آنچه از جنون در امان نگه می دارد:

• خواندن سوره ی یاسین یا آشامیدن آبی که سوره یاسین را در آن شسته اند. اگر آن را با آب زعفران در ظرف بلور بنوبسند بهتر است.

• گرفتن ناخن ها به روز جمعه.

• شستن سر با خطمی در هر جمعه.

• خوردن ریزه های طعام که از سفره بیرون مانده باشد.

• نمک خوردن با سه لقمه ی اول غذا. [به نقل از حصرت رسول]

• صدقه دادن.

• خوردن کرفس.

[شیخ احمد مساله گو: کتاب سعادت بشر،5-63]

 

امثال و حکم

جنون را فنونی است.

ترکیبات جمله ای و شبه جمله ای

جنون شاخ و دم ندارد

 

1532 – جنین

1- هر چیز پوشیده.

2- (اصطلاح پزشکی) – موجودی که در مراحل اولیه ی تکامل است.

در مجلدات پیشین:

4889/الف، 634/ آ.

باورهای توده، آئین ها:

زن ها نیت کنند دستشان را بگذارند رئی شکم زن آبستن، اگر جنین حرکت کرد نیتشان برآورده می شود.

چیستان:

عجایب صنعتی دیدم به دیده / درش قفل و کلیدش کس ندیده!

-جنین

[مجموعه لُغُز :130]

 

پ.ن: می خواستم کلمه ی «شعر» را انتخاب کنم، دیدم اینجا فقط تا جلد 11 کتاب های کوچه چیده شده و اصلا فکر می کنم عمر شاملو به رسیدن به حرف «ش» قد نداده، می خواستم کلمه ی «ادبیات» را انتخاب کنم، دیدم جلد 2 نیست. کلمه های دیگری هم در نظرم بود که توضیحاتشان خیلی طولانی بود و از حوصله ی مخاطبان این وبلاگ خارج می شد. پس یک جلد را برداشتم و به یاد شاملو فال گرفتم.

 

در نیست

راه نیست

شب نیست

ماه نیست

نه روز و

نه آفتاب

ما

بیرون زمان

ایستاده ایم

با دشنه ی تلخی

در گرده هایمان.

هیچ کس

با هیچ کس

سخن نمی گوید

که خاموشی

به هزار زبان

در سخن است.

در مردگان خویش

نظر می بندیم

با طرح خنده ای

و نوبت خود را انتظار می کشیم

بی هیچ

خنده ای!

...

ابراهیم در آتش / احمد شاملو