بعد از فعول
نویسنده : فاطمه اختصاری - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱
 

این پست حرف ندارد، شعرم:

 

 

«فعول» اسم کسی بود توی زندگی اش

که هیچ وقت نمی خواست من! بفهمم کیست

که عکس کوچکی از او میان کیفش داشت

اگر چه توی دلش سال هاست مردی نیست

ولی هنوز به یادش - به گریه- می افتد

میان هر پک سیگار، خانم فمنیست!

به خاطرات قدیمی نمی شود برگشت

که بوی ادکلنت مانده روی هر چیزم

بدون فکر به عشقت نشسته ام جلوی

حواس پرتی دنیای آنور ِ میزم

فقط هنوز به یادت کنار پنجره ام

میان هر پک سیگار اشک می ریزم

«فعول» آدم معمولی زمانش بود

بدون دغدغه ی آلت تناسلی اش

بدون فکر به بار زنانه ی کلمات

به فکر راحتی اش بود و شورت گل گلی اش

زن و روابط پیچیده را کنار گذاشت

که مانده بود از این عشق، بی تحملی اش!

من از قدم زدنش توی کوچه می فهمم

چه راه های درازی درون سر دارد

از این که یکسره دنبال سایه اش هستم

از این که استرسم می دهد خبر دارد

زنی ست با غم ِ پنهان زیر روسری اش

که عاشقاً شدنش واقعا خطر دارد!