بعد از زمستان
نویسنده : فاطمه اختصاری - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱
 

کنار سفره نشستن، کنار ماهی ها

نگاه کردن ِ با اضطراب و دلشوره

به هفت سین ِ غم انگیز و ناقص امسال

و بعد خواندن ِ آهسته ی دو تا سوره

 

به هر چه ممکن و ناممکن است چنگ زدن

سقوط کردن ِ بعد از شکستن ِ کلمات

فقط گرفتن ِ دندانه های «عشق» به دست

«دلم گرفته و بدجور تنگه واسه صدات!»

 

بدون روشنی و گرمی است این خانه

به باد داده کسی آتش ِ زیاد ِ تو را

کنار سفره نشستم بدون سبزه و شمع

که سال نو هم تحویل من نداده تو را

 

اگرچه می گذرند این دقایق عوضی

میان آینه ها روسیاهی عید است

جوانه ها همه روی درخت یخ زده اند

که سال هاست از اینجا بهار تبعید است

 

نشسته ام به امید دوباره دیدن ِ تو

در انتهای جهان فکر می کنم که دریست...

پریده از وسط تنگ، ماهی کوچک

که فکر کرده که بیرون هوای خوب تریست!!

 

 

و چند تا خبر خیلی خیلی خوب:

می توانید خبر انتشار دکلمه های دکتر مهدی موسوی، موزیک جدید نوید زردی، کارگاه های آموزش غزل و ... را در وبلاگ غزل پست مدرن دنبال کنید

www.bahal66.persianblog.ir