بعد از جلبک
نویسنده : فاطمه اختصاری - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٢
 

گفتگوی ذهنی من از آنجا آغاز شد که در جلسه ی نقد کتاب دکتر موسوی نشسته بودیم و سید احمد آن بالا بود و آن جمله ی قصار را گفت. اگر درست یادم باشد سید احمد گفت «مهدی از طریق شعرهایش اکسیژن تولید می کنند، اگر نگوییم در حد جنگل یا درخت، ولی قطعا در حد جلبک اکسیژن تولید کرده است.» و همان موقع من با لبخند برگشتم به محمد نگاه کردم که با لبخند برگشته بود به من نگاه می کرد. محمد جمله ای که توی ذهنم بود را زودتر گفت «جلبک که یکی دیگه بود!» و خلاصه یاد آن رفیق هم افتادیم که اتفاقا هنوز هم رفیق خوبی است. بعد محمد پرسید جلبک چقدر اکسیژن تولید می کند و من گفتم نمی دانم ولی یک نوع جلبک داریم که می گذاریم در دهانه ی رحم آن خانم هایی که می خواهند سقط کنند و جذب آب جلبک باعث بازتر شدن دهانه ی رحم و درنتیجه سقط جنین می شود. دیدم چشم های محمد یک جوری شده است و احساس کردم الان است که در ذهنش ایده ی یکی از آن داستان های فانتزی شکل بگیرد. پرسید «کجایشان می گذارید؟» گفتم «دهانه ی رحم! آن بالاهاست.»می دانید که جلبک که اینقدر جلبک است سه جور می تواند تولید مثل کند؟ رویشی، جنسی و غیرجنسی. کی بود می گفت که دلش می خواهد خودش به تنهایی تقسیم سلولی کند و بچه بیاورد؟ یادم نیست. مثلا یک روز که آب و هوا مناسب باشد، وضع بدنی و روحی ات ایده آل باشد، وضع مالی ات هم اوکی باشد، یکی از سلول هایت شروع کند به تقسیم شدن، همان جوری که سرطان آغاز می شود، ولی تقسیم سلولی سلول های جنسی. و بعد از مدتی بچه ات به دنیا بیاید. دقیقا شکل خودت؟ آآخ! نه! لطفا دقیقا شکل خودم نباشد. می گوید می دانی بچه اولین تکانی که بخورد برایش سرنوشت ساز است؟ می دانم که منظورش جنین است و منظورش اولین تکانی است که مادر باردار آن را حس کند. می گویم یعنی چی؟ می گوید مثلا من دلم می خواهد به تو نگاه کنم تا اگر بچه الان تکان خورد شبیه تو بشود. آآآخ! لطفا نه! الان باید سر آن زبان نیش دارت را نشان بدهی و بگویی یعنی تو اینقدر از خودت بدت می آید؟ نه! نه! آآآآخ! چرا باز آنجوری شده ام که احساس می کنم نمی توانم منظورم را دقیقا بگویم. باید مثل جنین 5 ماهه ی خاله بچرخم و یک لگد محکم بزنم به شکم این دنیا یعنی دلم یک هوای تازه می خواهد. هوایی که اکسیژنش در حد یک کف دست جلبک، یا یک کم بیشتر، یک درخت، یا لطفا یک کم دیگر بیشتر باشد.

khoon