بعد از راهنمای مختصری از ورزش دارت
نویسنده : فاطمه اختصاری - ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳٩٢
 

به خدا خیلی باحال است. حالا من شده ام صفحه ی ضربه گیر اعتراض رفقا. بگو عزیزم اشکالی ندارد. اصلا بیا به من فحش بده. به خدا دیگر جرات نمی کنم با رفقای صمیمی ام هم درد دل کنم. فوری می کوبد توی دهنم که «دیدی! دیدی! رای دادی اینجوری شد. حالا بیا بگو روحانی مچکریم!» هیچ چی هم که نمی گویم باز رفقا فریادهای اعتراضی شان را بر سر من خالی می کنند. چرا فلان کتاب مجوز نگرفته. چرا فلان فرماندار از اقلیت ها نیست. چرا فلانی دستگیر شده. ولم کنید اصلا. حوصله ی هیچ چی را دیگر ندارم. به من چه! می گویم خیلی اعصابم خورد است، ممنوع الخروج شده ام و... از همه اش دردآور تر آنجایی ست که جواب می دهد: «خب تو به روحانی اعتقاد و اعتماد داشتی! بیا این هم جواب اعتمادت!» یعنی حقّت است. بله بله واقعا حقّم است. اصلا ببین من این صفحه ی امتیازدهی دارت هستم. این قسمت مشکی همان جایی ست که یک روز نوشته ام اگر فلانی رای بیاورد هیچ اتفاقی برای من و امثال من نمی افتد، کتابم همچنان مجوز نمی گیرد و... اگر بزنی این قسمت امتیاز خوبی می گیری عزیزم. این قسمت سفید هم همان جایی ست که گفته ام بیایید سلبی بحث نکنیم، ایجابی بحث کنیم، این آدم ایده آل نیست ولی... اینجا اگر بزنی امتیازت بیشتر هم می شود. آن نقطه ی وسط هم همان عکسی است که یک روز به روز کردم توی فیس بوک خدابیامرزم که رای می دهم. آنجا امتیازش از همه بیشتر است. آنجا درست بین چشم هایم است. اگر دارت را بزنی آنجا خوب خونی سرازیر می شود ازم. بزن عزیز دلم. اصلا نگران نباش. من که بمیرم راحت تر هم می شوی.

دارت