بعد از سینما

دیشب به همراه چند تا از دوستان صمیمی ام رفتیم سینما و فیلم «زندگی خصوصی خانم و آقای میم» را دیدم. دیدنش را توصیه می کنم. اما الان بحثم سر نقد سینمایی فیلم نیست. بحثم سر «سوتی» است.

این دفعه ی چندم است که می روم سینما و می بینم فیلم، سوتی پزشکی دارد. خب عزیز نویسنده! کارگردان محترم! شما که بیس توجیهی و ضربه ی فیلمتان هم روی همان مساله ی پزشکی است، واقعا اینقدر برایتان سخت است که درباره ی آن سرچ کنید؟! همین گوگل اصلا! نشد، یک زنگ بزنید به یک ماما، به یک پزشک بپرسید! بپرسید تا برایتان بگویم:

هنوز هفته ی 12 بارداری، یعنی پس از اتمام ماه سوم، رحم از لگن مادر خارج می شود. پس اگر بیایی توی فیلمت بگویی در این مدت بر اثر ضربه سقط شد یا شکم زن حامله را بزرگ نشان بدهی یعنی سوتی!

هنوز هفته ی 20 بارداری، یعنی پس از اتمام ماه پنج، صدای قلب جنین کاملا شنیده می شود(توسط گوشی مامایی، داپلر و سونی کید). حالا اگر قبل از این زمان توی فیلمت نشان بدهی که بازیگرت رفته سونوگرافی و صدای قلب بچه هم گوپ گوپ گوپ گوپ دارد شنیده می شود، عزیز من یعنی سوتی!

یعنی اندازه ی 5 دقیقه وقت گذاشتن و تحقیق کردن، فیلمت برایت ارزش ندارد. یعنی با همین سوتی ریز، جلوی من ِ ماما، من ِ پزشک، من ِ مادر حامله ی آگاه که تجربه اش را داشته ام، ابهت فیلمت را می آوری پایین!

 

«این را به پای بچگی ام نگذار دیگر برایم آب شدن سخت است

روزی هزار مرتبه از عشقت لبریز التهاب شدن سخت است

یک کسر احتمالی ناچیز است تا یک نفر شبیه خودش باشد

من واقعا شبیه خودم هستم؟ باور کن انتخاب شدن سخت است»

آرش فرزام صفت

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saghi

واقعا براتون متاسفم... خانوم مثلا شاعر ... با این پست به همه ثابت کردید شان اجتماییتون در چه حدده...متاسفم..

الهام میزبان

من امروز عصر می خوام برم فیلم رو ببینم اطلاعات پزشکی هم ندارم اما در حد همین مقدار مطالعه ای که توی این دوران بارداری خودم داشتم می بینم که خیلی جاها کارگردان ها اندازه من و شوهرم مطالعه نکردن.این خیلی فاجعه است واقعا چی باید گفت؟ متاسفانه فقط فیلم رو می سارن.به ضرایفش توجه نمی کنن اصلا

سید مهدی موسوی

مرسی از توجه خوبت به این موارد... و خوشحالم که این وبلاگ خوب دوباره هست... در جواب آدمی که آن پایین از تو ایراد وزنی گرفته هم نمی دانم چه بگویم آدمی که می خواهد از فاطمه اختصاری ایراد بگیرد باید بیش از اینها بخواند و یاد بگیرد بیش از اینها...

منصوره

[قلب]

مظفر

سلام فاطمه خانم محترم.شاید جوابم را ندهی.به خاطر غرور وبزرگی تو یا کوچکی وگمنامی من.من با یک بیماری روحی طرفم به نام عشق.دست از سرم بر نمیدارد.22 سالم است و به قولی به بنبست رسیدم.پیش چند روانشناس رفته ام.همه شان گیج اند.آخر من یک هستی پوچ را با خود حمل میکنم.وتنها یک دختر برایم هدف است.حال ان چیز ارزشمند از زندگی ام رخت بربسته است.شاعر نیستم اما به اشعار پست مدرنتان بسیار علاقه مندم.(بکنیم) شعری از شماست که میتوانم باان زیبایی های هستی را فارغ از عشق به یک فرد ببینم.وبا ان درد نکشم ولی حال من بیشتر به (بعد از تو) شبیه است.من باید تاوان چه چیز را بدهم.من هیچ دوستی که مرا درک کند ندارم.اطرافیان فقط به من نزدیک هستند و روحشان بسیار از من دور است.حتی خانواده ام.هر آنچه به تجربه فهمیده ای برایم شرح بده.بی گمان تو مثل خواهر بزرگ من خواهی بود..بی صبرانه منتظرم..این معمای درد اور راچگونه حل کنم؟؟؟؟

زینب سادات

سلام دقیقن. من بیست ساله این اطلاعاتو دارم. واقعن برام سواله که چرا کارگردان توجه نمیکنه!! این دوستمون که ایراد وزنی گرفتن. زیاد بهشون خرده نگیرید. ایشون موفق نشدن شعرو درست بخونن. اگه در مورد اختیارات وزنی سرچ بکنن قطعن خوندن شعرشونم به تر میشه. شعراتون معرکه ن. آقا من دوست دارم باهاتون دوست شم [لبخند]

الهام آزادی

من تعریف این فیلم رو زیاد شنیده بودم اتفاقا دوست داشتم برم ببینمش ولی با این چیزایی که شما گفتین اگرم برم ببینم نظرم راجع بهش تغییر کرده

maria

میگم حالا فاطمه شاید این کارو عمدی کردن ما بخندیم نه[سوال]